پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_jesh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )

15-سفرنامه ی عشق (11)

شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۷ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


شده نشسته باشی تو حرم امام حسین و دلت یهو برای امام رضا تنگ شه؟ خیییییلی احساس قشنگیه... درست مث وقتی رفتی سفر و دلت برای اعضای خانوادت تنگ میشه... اون احساس راحتی که با امام رضا داریم شاید با امام حسین نداشته باشیم ، نه که راحت نباشیم، اما یه حسی داریم مث اینکه امام رضا مال خودمونه ... ♥️ قربونت برم آقا جون... خوبیش این بود که فرداش رفتیم کاظمین... رفتیم دیدن پدر و پسر امام رضای جان... قربونشون برم من... هتلمون اونقد نزدیک بود که از پنجره میشد ببینی دو تا گنبد خوشگلشونو... ای جان دلم... لیاقت نداشتم خیلی خوب زیارت کنم اما در حد خودم همون بوسه به ضریح قشنگشون برام کافی بود... 


[ کاظمین - گنبد پدربزرگ و نوه - عکس از پنجره ی هتلمون - ۲۶ فروردین ۱۳۹۶ ]


دیشب بعد شام توی رستوران ، یه چند دقیقه ای روایتگری از این دو امام عزیز و یه روضه ی کوتاه بود... به محض رسیدن به اوج گریه ی حاضرین، چنان آسمون باریدن گرفت که اطمینان پیدا کردم فرشته های آسمون هم برای غریبی امام جواد و امام موسی کاظم علیه السلام اشک میریزن...


خدایا شکرت... 

خدایا شکرت... 

خدایا شکرت... 


  • ۹۶/۰۱/۲۶
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">