پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

23- وصال :)

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

بالاخره روز عقدمان هم رسید . از صبح کلی کار انجام داده بودم . بعد از ناهار یک استراحت کوتاه و بعد هم رفتم آرایشگاه . پیراهن نباتی گیپور بلند ساده و شیکی پوشیده بودم با کفش هایی که به طور اتفاقی با لباسم حسابی ست بود . وقتی آرایش تمام شد چادر سفیدم را انداختم روی سرم . . . از در آرایشگاه که آمدم بیرون - الف - را دیدم ایستاده بود با کت و شلوار مشکی و بلوز سفید . دسته گل نباتی ِ مروارید دار ِ دلنشینی توی دستش بود . دسته گل را به من داد و نشستیم توی ماشین . عقدمان را توی خانه ی خودمان گرفتیم ‌. از ماشین پیاده شدم ... خانه پر از مهمان بود ... همه شاد و سرخوش ... نشستیم روی مبل ... بعد از کلی عکس گرفتن و پذیرایی حوالی ساعت هفت غروب عاقد آمد . پارچه ی سفید روی سرمان و قندها ... خطبه ها را خواند ... بله ام را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردم ؛ این آغاز زندگی مشترکمان بود ... آغاز دو تا شدن .‌‌.. و چه سرآغازی میتوانست بهتر از این آیه ی بلندمرتبه باشد ؟ قبل از گفتن ِ عبارت معروف ِ - با اجازه ی پدر و مادرم - گفتم : « با اجازه ی حضرت زهرا -س- » ، مگر نه اینکه یک عمر برایم مادری کرده بودند ... خواستم ضمانت کنند دلم را ‌... عشقم را ‌... زندگی ام را ... خواستم مثل همیشه مادری کنند برای دخترک ِ یک لا قبای کوچکشان ... این شیوه ی بله گفتن ، در این زمان و این مکان ، شیرین ترین و زیباترین و دلنشین ترین جمله ای بود که در تمام عمرم گفتم . و کاش طعم شیرینش تا ابد جاوردانه بماند در قلب هایمان ‌. 


[ روز عقد - ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ]


مامان ِ - الف - یک انگشتر با نگین عقیق داده بود که بسازند ؛ برایم زیرلفظی آورده بودش . چقدر دوستش دارم  ... بعد از مراسم اقوام نزدیک برای شام دعوت شدند ‌. با - الف - نمازمان را خواندیم . آرایشم را کمرنگ کردیم و موهایم را با هزار دردسر باز کردیم ... روز دلچسب با خستگی و اضطراب و خوشی های خاص خودش بود ... خدایا برای تک تک ثانیه های این روز سپاس. ...


[ دسته گلم - روز عقد - ۱۶ تیر ۱۳۹۶ ]

- حمداً لله - 

- حمداً لله - 

- حمداً لله -

  • ۹۶/۰۴/۱۶
  • شینـا : )