پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

32- دریا دلم ... دریا دلم ‌... در آسمان چشم تو :)

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۱۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


دنیای من چطور زیبا نباشد وقتی که شب را در حاشیه ی ساحل روی شن ها با پاهای برهنه قدم میزنم (!) آن هم در کنار تو ... وقتی دستان گرم ِ تو را میگیرم و از دستان ِ سرد امواج فرار میکنم... یک نگاه به تو ... یک نگاه به آسمان ... یک نگاه به من ... یک نگاه به دریا ... میدانی قشنگترین جای این نگاه ها کجاست ؟ تلاقی ... همان خط محو باریکی که دریا و آسمان را به هم رسانده است . دست هایت را محکمتر میگیرم ... یک جور خوب ... یکدست !!! بدون حد و مرز ... میبینی؟ ما دنیا را عاشق کرده ایم ... عزیز ِ من ... بیا زندگی را هم مثل این لحظه های شاد به بازی ِ کودکانه بگیریم ... برویم توی دل دریا و بعد از دست موج ها فرار کنیم ... آب را شوت کنیم و قطره های زمین را قاطی ِ آسمان کنیم ... بیا لذت بیریم ... زندگی همه اش همین جور است... باید برویم توی دلش ... باید غم هایش را شوت کنیم در هوا که تکه تکه شود و رنگ آسمان بگیرد ... مبادا سردی ِ روزگار گرمای دستانمان را کم کند... مبادا غصه ای لانه کند در گوشه ای از دلت ... ما باید یاد بگیریم خوشبختی را زیر پوستمان، در تک تک سلول هامان، و در تمام حجم ِ قلبمان احساس کنیم ... باید یاد بگیریم کنار تمام سختی های زندگی لحظاتی خوش برای خودمان بسازیم ... هیچ کس به جز من و تو نمی تواند ما را خوشبخت کند. کافیست دستهایمان را محکم بگیریم و قانع و شاد و امیدوار و عاشق در تاریکی های شب ، در حاشیه ی ساحل ، قدرت کوبیده شدن امواج سخت را در دریا ببینیم و همزمان نرمی شن ها را زیر قدمهای آراممان احساس کنیم ...

خدا را برای این بهترین و شادترین و دوست داشتنی ترین لحظه هایمان شکر میکنم ... 

عشق سختی ها را آسان میکند.

دوباره دوری (!)



شاید درست نباشد ولی میخواهم این را هم به یادداشت هایم اضافه کنم ... بماند برای روزهای آینده مان ... شب ِ قبل از رفتن به دریا ، چقدر دو دل بودیم (!) از حقوقت چیزی نمانده بود ... شاید فقط به اندازه ای که بتوانی برگردی تهران و بقیه ی روزهای کاری ات را سر کنی . با این همه دلمان را زدیم به دریا ... دلمان را که نه ... تمام وجودمان را زدیم به دریا ... بقیه اش جور شد :) با کمترین هزینه بهترین و شادترین روز زندگیمان را ساختیم ... دویدن روی شن ها ... پریدن توی آب ... دویدن توی آب... لذت بردن ... لذت بردن ... لذت بردن ... خندیدن ... خندیدن ... خندیدن ... شاید اکر هر کس دیگر بود با این شرایط به خودش اجازه نمیداد برود تا سر کوچه ... این را نوشتم که یادمان بماند خوشبختی پول نیست ... خوشبختی یک دل خوش است و سلامتی ... و خدایی که دلمان به بودنش گرم است ...



خدایا هزاران مرتبه شکرت :)

  • ۹۶/۰۶/۱۹
  • شینـا : )