پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

40- عشق حس حضور توست

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


دوست دارم خوبی ها و لذت های زندگی ام را بنویسم ، راستش هیچ آدم سالم عاقل عاشقی نیست که در‌زندگی مشترکش ، یک سری مشکلات ، ناراحتی ها ، اختلافات ِ هر چند جزیی ، و سلیقه های متفاوت در هر زمینه ای و این جور چیزها را نداشته باشد . خلاصه که دو شبمان به قهر گذشت . بعد از ظهر ِ یکی از همین روزها هم دیلیت اکانت و ... به خیر گذشت . دوباره الف خودش برایم تلگرام را ریخت . ولی اینستاگرام را نه . خودش هم اینستاگرامش را پاک کرد و من ذوق کردم ^___^ بگذریم .


امروز صبح برای کارهای وام ازدواج رفتیم بانک . به خیال ِ خودمان گفتیم امروز کارها را انجام میدهیم . نشد نهایتا فردا ‌. رفتیم بانک و آقاهه برگشته میگوید مدرک ِ شغلی ِ خانمت هم جزو مدارک لازم برای وام است . الف می گوید خانمم خانه دار است (!) کارمند بانک همچنان مُصر است که باید یک مدرک شغلی از خانم داشته باشید . بعد هم میگوید که بروید یک مدرک الکی درست کنید از شورا امضا بگیرید . من و الف هم با ناراحتی آمدیم بیرون . مانده بودیم باید چه کار کنیم . به قول ِ الف این مسخره بازی ها دیگر چیست که برای وام گرفتن ِ اول زندگی دروغ و دغل راه بیندازیم ؟! وقت چندانی هم نداشتیم . فقط دو روز دیگر برای انجام کارهای وام وقت داریم . اگر نشود دوباره باید یک ماه برویم توی صف . هر دوتامان حسابی به هم ریخته بودیم . جالب بود که اطرافیانی که وام ازدواج گرفته بودند هیچ کدام همسرشان شاغل نبود . اصلا چنین چیزی نیاز و مبنا نیست . زنگ زدم به عمه جان . شوهر عمه کارمند همان بانک بود ولی نبود ‌ . زنگ زدم گفتم شاید بتواند آن آقاهه را حالی کند که این مدرک نیاز نیست و کارمان راه بیفتد ولی عمه گفت که شوهرش رفته کربلا و چند روز دیگر می آید . برای همین فعلا بیخیال وام شدیم . 


تصمیم گرفتیم برویم یک سر بنیاد مسکن . ببینیم داستان خانه ها چی شد ؟ چِکِ آخری ، از بنیاد مسکن برداشت نشده بود . بعد که از بخش مالی پرسیدیم گفتند که چک برداشت نمی شود در عوض وام بیشتر شده . یک جورهایی به نفعمان شد . یک سر به خانه زدیم . همه ی کارهای ساخت و ساز تمام شده بود . فقط مانده بود محوطه سازی . زنگ زدم به خواهر جان ادرس کتابفروشی را بگیرم که برویم کتاب های دانشگاهی خواهرشوهر را هم بخریم و برگردیم منزل . خواهر جان ادرس داد و بعد هم برای ناهار دعوتمان کرد کبابی . یک دلی از عزا در اوردیم . بعد هم رفتیم خانه ی خواهر جان . سوغاتی های نیشابور را داد . عکس هایش را دیدیم . عکس های خودمان را هم از توی لپ تاپ برای چاپ گلچین کردیم . چای خوردیم . استراحت و مجدد با خواهر جان و همسرش و الف رفتیم بیرون . چند جا پرسیدیم قیمت چاپ عکس را . به دلیل مشکلات مالی فعلا منصرف شدیم از چاپ نود عکس ِ منتخب :/ گفتیم بماند برای بعد . توی بازار چرخیدیم خواهرجان دو تا ریمل خرید یکی برای من یکی هم برای خودش . بعد هم یک گشتی توی شهر زدیم و رفتیم جنگل . بستنی و آب هویج خوردیم و خواهر و همسرش را رساندیم و خودمان برگشتیم . ساعت ۹ شب رسیدیم . توی مسیر یک عالمه با الف حرف زدیم . بهمان خوش گذشته بود . 


با تمام خستگی لباس ها را مرتب کرده ام . اتاق را جارو کشیدم و وقتی آمدم توی هال الف - خسته نباشید - گفت و همین برایم کافی بود . رفتم بقیه ی کارها را انجام دادم . حالا که این ها را می نویسم الف رو به رویم خوابش برده . ظرف ها را شسته ام . تنها نشسته ام روی مبل . و خدا به من لبخند پهن ِ شیرینی می زند ‌. خدایی که دوست دارم همین حالا روی ماهش را ببوسم . خدایا شکرت برای داده و نداده ات . الحمدلله :)

  • ۹۶/۰۷/۱۰
  • شینـا : )

نظرات  (۱)

  • فاطمه الف
  • خدا رو شکر که بالاخره گذشت . دیدم دلت آروم نبودا :( خدا رو شکر که خوبی ❤😍

    بسم الله *_* خانوم شاغل نباشه بگن برو مدرک شغلی درست کن :| بگن نمیخوایم بدیم سنگین ترن -____-

    خسته نباشی آجیکم 😍 الاهی شکر ❤
    پاسخ:
    قربونت برم زرد ِ طلاییم ^.^ حرف مفت زدن . وام ازدواج تنها وامیِ که این شرط ازش استثناعه -_-

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">