پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

43- جنگل :)

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

جمعه صبح ساعت نُه حرکت کردیم سمت خانه ی پدرشوهر و با هم رفتیم رامیان . راستش با اینکه توی این استان زندگی میکنم ولی هنوز جاهای زیادی هست که ندیده ام . جنگل رامیان یکی از قشنگ ترین و بی نظیرترین جنگل هایی بود که حس طراوت و تازگی و قدرت پروردگارم را در آن احساس میکردم . هوا ابری بود و سرد . در حاشیه ی رودخانه نشسته بودیم . جایی خلوت و دنج (!) علی رغم ترس از اینکه هر لحظه باران بگیرد و خدایی نکرده سیل راه بیفتد باز هم از جمعه ی خانوادگی مان لذت میبردیم . البته بهتر است بگویم خانواده ی جدید . 


بابا کبلایی تبرش را آورده بود چوب های خشک را جمع کرد و آتش به پا کرد . هوا سرد بود . خیلی وقت بود که جنگل توی این هوای سرد را تجربه نکرده بودم . چند تا بالشت و پتو هم داشتیم . کباب زدیم و کلی با خانواده ی همسر عکس گرفتیم و حسابی خوش گذشت . کم کم نم نم باران شروع شد . بعد از ظهر بود که وسایل را جمع کردیم و رفتیم . توی مسیر یک جایی توقف کردیم و باباکبلایی یک کیسه خاک جنگل برای گلدان ها و باغچه جمع کرد . ما هم از فرصت استفاده کردیم و رفتیم شکار تمشک . کم کم باران شدید شد و برگشتیم . خدایا برای تمام نعمت هایت سپاس . برای زندگی در نزدیکی های بهشت . برای حس تازگی و عشق و لبخندهای پررنگ کسانی که از صمیم قلب دوستشان داریم .

[ جنگل رامیان / ۲۱ مهر ۱۳۹۶ ]


شنبه نزدیکی های ظهر برگشتیم خانه ی خودمان . ناهار پیتزا خوردیم . بد نبود ولی توقع داشتم بهتر باشد . بعد از استراحت ، و نماز مغرب رفتیم بیرون . از وارکانا خرت و پرت خریدیم و بعد هم از مشق شب دفتر آشپزی رنگی رنگی :) برگشتیم و شام ِ مامان پز ِ خوشمزه را نوش جان کردیم .


امروز یکشنبه هم از صبح افتادیم دنبال کارهای وام ازدواج . هنوز یک ضامن کم داریم . توکل بر خدا :) حالا برگردیم خانه ی بابا کبلایی و وسایل حلیم نذری را برای آخر هفته بخریم . الف فردا شب میرود تهران :( دلم از حالا تنگ شده :/


  • ۹۶/۰۷/۲۳
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">