پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

44- مادر و گنجشک

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


پارت اول :


ما کسی نبودیم . بلد نبودیم کسی باشیم ...

ما پریدن نمیدانستیم ...

اما - او - بال داشت ‌‌

- او - از جنس ِ ما بود (!)

ولی بزرگتر قوی تر مهربان تر

نمیشناختیمش ... یکی امد

- او - را صدا زد

- مادر -

- او - بال داشت ...

پروازم داد پروازم داد پروازم داد

میخواهم بروم و دیگر  به زمین برنگردم .

هرگز ...


پارت دوم :

- او -

از فرشته والاتر

من از - گنجشک -

کوچک تر (!)

هر دو - بال - داشتیم اما من کجا و او کجا ...

من فراموشش کرده بودم

- او - در آغوشم گرفته بود (!)

من در آغوش ِ - او - فراموشش کرده بودم ... .

مادرم حضرت زهراست :)


+ عکس : هدیه ی آبجی بزرگه از نیشابور .

  • ۹۶/۰۷/۲۳
  • شینـا : )