پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

100- روز هفتم :)

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۰۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

امروز هفتمین روز ِ که از خونواده دور شدم و ششمین روز از حضورمون اینجا ... دیشب زیاد گریه کردم ، صب با چشمای پف کرده و سردرد بیدار شدم ، بعد نماز و صبحونه ساعت هشت و نیم مجدد خوابیدم و ساعت ده بیدار شدم ... دلم یه حضرت ِ زهرا (س) میخواد ... ولی انگار بدتر ازین حرفام ... اصلا دلم یه جوری غمگینه ... مث بچه رفوزه ای که عاشق معلمش ِ اما ‌... 

صبح پی ام دادم به جوجه گفتم به نیابت ازم ، تا بعد ماه رمضون ، چهل بار بره حرم و حاجتمو به واسطه ی امام رضا علیه السلام از حضرت زهرا بگیره ... نمیدونم ... نمیدونم میشه ؟ نمیشه ؟ ... هیچی نمیدونم ... فقط میدونم باید به نیت ِ حاجتم چهل تا زیارت بشه (!) خدایا دلم گرفته ...

امشب جلد دوم کتاب شهید هادی رو تموم کردم ‌‌. . . یه حس گم گشتگی ، حیرانی ، سرگردانی ... احساس عجیبی دارم ‌.. حس طرد شدن ، خورد شدن ، خاک شدن ، هیچ شدن ، پوچ شدن ... کاش خوب بشم ... کاش به منم نگاه کنن این شهید ِ بزرگ ... چقدر احتیاج دارم به نگاهشون ... به نگاه حضرت مادر ... به ادم شدن ...



[ شروه مطالعه ۱۷ بهمن / پایان ۲۹ بهمن ]

نعره ی مستانه میخواهد دلم ... آقا ابرام یه نگام به دل پاره ی ما کن ...

الحمدلله علی کل نعمه ./


  • ۹۶/۱۱/۲۹
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">