پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

101- وصل ِ تو خواب و خیال است ...

دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۶:۲۳ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

پاشدم نماز بخونم ساعت پنج و نیم ... هیچی یادم نمیومد فقط یه صدای خفیف اذانی از دور به گوشم رسید . به روی خودم نیاوردم (!) که آلارم گوشیم بلند شد ... نمازمو مثل همیشه خوندم ... شاید بی حضور قلب ... خیلی بی حضور قلب !!! دیشب دلم بد گرفته بود ... ته کتاب شهید هادی کلی خاطره از کسایی بود که به واسطه این شهید و‌خوابایی که دیدن هدایت شدن ... گفتم : من هیچوقت خواب نمیبینم ... آدم نمیشم ! از همین خواب خوبا ... مث این می مونه که سالها تو قرعه کشی های چندصد میلیونی شرکت میکنی ولی هیچوقت شانست نمیزنه و انتخاب نمیشی ... این خوابا هم برا هر کسی نیست ... باید انتخاب بشی ... 

دیشب زود خوابیدم... امروز صبح که بیدار شدم تا همین چند دقه پیش چیزی از خوابم یادم نمیومد (!) تا اینکه تو تلگرام دیدم شایسته پی ام چند روز پیشمو ریپلای کرده که برام دعا میکنه بره کربلا و ...

یهو یاد خواب دیشبم افتادم ... یه نفر بعثی شاید ، نمیدونم ... تو آشپزخونه بود ! یه دیگ روی تک شعله وسط آشپزخونه که نمیدونم چی توش میجوشید ... از ترس رفته بودم داخل کمد دیواری و در کمد دیواری هم نیم لا بود که دیده نشم ... پاهام از زیرش معلوم بود ... حی میکنم اندازه ی الانم نبودم ... به نظرم تو خواب کوچیک بودم اندازه همون بچگیام که مپام میرفتم تو کمد دیواری قایم میشدم ... اما ذهنم و عقلم اندازه الان بود ...بعثی پیدام کرد ... نمیدونم چه جوری و چی شد که خودمو دیدم تو اتاقم ! یه آقای مهربون با هیکل درشت ، ریش کوتاه مشکی و صورت نورانی و قشنگ نشسته بود تو اتاقم ... رفتم بغلش ... یهو تو خواب همون کنجی از حرم رو دیدم پارسال تو حرم امام حسین علیه السلام دیده بودم و بهش چسبیده بودم ...

اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود ...

اللهم ارزقنا زیارة الحسین ...

کاش فقط اینایی که نوشتم خیالات ذهن کوچیکم نباشه 😢ا مروز روزِ امام حسین علیه السلامِ ... دوشنبه های قشنگ ، دوستون دارم  ...

+ دیشب حس میکردم یکی از دوستام تو خواب بهم گفت : کتاب جامی از زلال کوثر آیت الله مصباح یزدی رو بخون :) خدایا رزقم میکنی این کتابو ؟

. الحمدلله علی کل نعمه ./

  • ۹۶/۱۱/۳۰
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">