پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

109- اردوی بهشت :)

جمعه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

یادم نمیره هفت اردیبهشت ۹۶ رو ! اولین دیدارمون بعد از اینکه تصمیم گرفتم به خواستگاریمون جواب بله بدم و به مامان و خونواده اعلام کردم موافقتم رو ... هفتم اردیبهشت بود که دوباره همو دیدیم ... کافه پنزا ، جنگل ، رز سفید ، پلاک زنجیر نقره ... بارون نم نم ... و چند جمله حرف و یه دنیا مجهولات و عشقی که تازه تصمیم گرفته بود جوونه بزنه :)

یک سال گذشت از اون روز قشنگ ... و انقدر زود گذشت که هنوز باورم نمیشه (!) امسال تصمیم گرفتیم به یاد اون روز بریم همون جنگل ... صبح یه خورده کار داشتیم ، انجام دادیم و بعدم رفتیم بیرون یه ناهار دو تایی خوردیم و تو همون جنگل یه دور زدیم ... برام شیرین بود ... شیرین بود ... شیرین بود ... 

خدایا شکرت ... شکرت ... شکرت :))



7 اردیبهشت ۹۷ /


  • ۹۷/۰۲/۰۷
  • شینـا : )