پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

113- شب نیمه شعبان

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

سه شنبه عصر رفتیم سینما لاتاری رو دیدیم. قشنگ بود :) ساعتای هفت بود که از سینما اومدیم بیرون، شب نیمه شعبان بود تو خیابونا پر بود از ایستگاه های صلواتی ... چهار لیوان شربت زدیم 😂 اب پرتقال و آب آناناس و شربت سکنجبین خیار و شربت زعفرون :)) یه خورده گشتیم و تو مغازه ها قیمت رادیاتور پرسیدیم. برای شام هم رفتیم خونه ی داداش (!) برای تولد یک سالگی محمدیاسین کیک خریده بودن ... کلی خوش گذشت . از خونه ی داداش که برگشتیم ساعتای دوازده شب بود . قرار بود صبح چهارشنبه بعد نماز حرکت کنیم به سمت مشهد. هنوز هیچکاری نکرده بودم . لباسا رو جمع کردم یه سری از لباسا رو هم انداختم توی ماشین . از توی خشک کن دراوردیم و بعدم رو بخاری کامل خشک کردم ، تا دوش گرفتمو رفتم بخوابم ساعتای ۳ و نیم شده بود . چقدر خسته بودم :/


  • ۹۷/۰۲/۱۱
  • شینـا : )