پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

114- سفرنامه بهشت :))

چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./

صبح ساعتای چهار و نیم بیدارم کرد ، خیییلی خوابم میومد ، حدود یک ربع توی پتوم لولیدم و دست اخر مجبور شدم بیدار شم ، همش یک ساعت خوابیده بودم از دیشب. نماز صبح رو خوندیم و وسایل رو جمع کردیم ، داداش و خونوادش هم اماده بودن ، صبح زود حرکت کردیم به مقصد بهشت هشتم ، امام رضای جان :* تو مسیر کلا گیج بودم ، همش خوابم میومد . یکم خوابیدم. ساعتای نه و نیم ، ده ، یه امامزاده توی راه واستادیم و صبحونه خوردیم . برای ناهار و نماز ظهر هم ساعتای یک اینا بود که تو مسیر نگه داشتیم . ودوباره حرکت کردیم . ساعتای سه رسیدیم مشهد و تا پیدا کردن یه جایی واسه اقامتمون ساعت چهار شد . یه هتل آپارتمان خیییلی نزدیک به حرم :) طبرسی چهار ^.^ یه خورده استراحت کردیم و تو همین یکی دو ساعتی که خوابیدیم عمه جان خواب دیده بود یکی با عجله در همین سوییت رو میزنه و میگه پاشید امام رضا (ع) داره میاد اینجا ... 😢😍 نزدیکای اذان برای نماز مغرب و عشا رفتیم حرم ... خیلی شلوغ بود و خیلی حس خوبی بود ... واقعا حال و احوالمون عوض شد. ساعتای ده از حرم برگشتیم شام قیمه خریدیم . زیاد جالب نبود اما خدا رو شکر ... شب با خستگی تمام خوابیدیم من و همسر جان توی هال و خونواده ی داداش تو اتاق خوابیدن . 


چهارشنبه / نیمه شعبان - ۱۲ اردیبهشت ۹۷

  • ۹۷/۰۲/۱۲
  • شینـا : )