پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

131- تدارکات عروسی (2)

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


خریدمان را دو سه روزه انجام دادیم، چمدان ها ، آیینه شمعدان و کنسول ، لباس ها و کیف و کفش و ... خرید با خودمان بود و کسی را درگیر نکردیم :) تصمیم گرفته بودیم سبکتر خرید کنیم و بقیه ی پول را در جاهای دیگر هزینه کنیم ! تمام خرج عروسی به عهده ی خودمان است ! سخت است ولی خدا بزرگتر است :)) و یار و یاورمان *__* قرار بود برای یازدهم مرداد روز پنج شنبه هتل رزرو کنیم ، از انجایی که کار و بارمان مشخص نبود و کمی دیر اقدام کردیم هتل قبلا رزرو شده بود ! با این حال امکانش بود که عروسی مان در سالن دوم و همان شب برگزار شود ! اما برادر ِ همسر جان که از کارمندان همان هتل هستند مخالفت کردند به این دلیل که به خاطر شلوغی سرویس دهی هتل پایین می آید . ضمن اینکه سالن شماره یک که همان سالن اصلی است خیلی بهتر بود . بنابراین عروسی مان را یک روز جلو انداختیم . چهارشنبه دهم مرداد به امید خدا ، سالن اصلی هتل را رزرو کردیم . 


یک شنبه صبح هم دنبال کارهای آرایشگاه ، لباس عروس و ... رفتیم . آرایشگر خیلی مصر بود موهایم را رنگ کنم ! اما نه خودم از رنگ مو خوشم می آید و نه آقای همسر ... این شد که با موهای مشکی خودم عروس شوم :) البته همراه با لنز خاکستری که این را هم با اصرار و تاکید خانم آرایشگر قبول کردم :| لباس عروسم را هم دوست دارم ! عروسکی ست و نه خیلی پف دار ! آستین کوتاه است :) نه حلقه ای و نه از این آستین بلند هایی که جدیدا خیلی تکراری شده :))) ماشین عروس هم قرار است گلش به صورت خطی کار شود . سبد حنا و تاج و ... همراه با ماشین عروس هم اشانتیون ِ مزون ِ لباس هستند . از باقی مانده ی پول خرید ، بیعانه مزون لباس و آرایشگر و همینطور هم قسط عقب افتاده ی خانه را پرداخت کردیم :))))))


دوشنبه شب تعطیلات و مرخصی ها تمام شد . ما هم تقریبا کارهای اصلی را انجام دادیم . آقای همسر برگشت تهران . و قرار است از فردا یعنی شنبه برود ماموریت ... این شب ها سخت می گذرد . روزها بیشتر مشغول انجام سفارشات کارت ها و یا عروسک هستم .  امروز آخرین سفارش را هم تمام کردم و اماده ی ارسال است . تا عروسیمان حدودا ً بیست روز دیگر مانده . ماموریت همسر جان تا 4 مرداد طول میکشد و قرار است عروسی برادر جان بیاید و بعد از آن برویم بقیه ی کارها را برای عروسی خودمان انجام دهیم . کمی مضطربم ! خدایا خیر باشد و خیر باشد و خوب باشد و خوب بگذرد این روزها . آمین .


الحمدلله رب العالمین ./

  • ۹۷/۰۴/۲۲
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">