پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

135- ای حرمت ...

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


با دختردایی از بازار بر میگشتیم. خانه ی ما در یکی از کوچه های اولین چهار راه ِ خیابان است . سر چهار راه شلوغ بود ... زنان و کودکان و مردان ! جوان و نوجوان ... همه ایستاده بودند . به خانه رسیدم کیسه ی خریدم را پرت کردم توی اتاق و به همان شکلی که بیرون بودم با مامان راه افتادیم ! چند قدمی که برداشتیم رسیدیم سر کوچه و همان چهار راه ! از جایی که ایستاده بودیم تا مسجد ِ محله فاصله ی زیادی نبود . شاید سه چهار دقیقه پیاده رفتن طول میکشید . خیابان را آب و جارو کرده بودند هنوز خیسی اش مانده بود روی آسفالت ... سمت راستمان یک منقل ذغال (زغال) و دود اسپندی که پیچیده بود در هوا ... پیرمردی که لباس بسیجی به تن داشت مخزن ِ گلاب بر پشت گذاشته بود و مدام به این طرف و آن طرف می رفت و باران ِ گلاب بر سر و صورت مردم میریخت . هرازگاهی مردم ِ محله یکدیگر را به شربت های نذری و شیرینی دعوت میکردند . یک پارچه ی سبز با نقشی طلایی از این سر کوچه به آن سر آن بسته شده بود . یک میز کوچک ، چند فنجان ِ کوچک ِ گل قرمز و قوری چینی روی میز چیده شده بود و باندی که آهنگ پخش میکرد ! آسمان حال و هوای دیگری داشت . لشکر ابرهایش را ردیف کرده بود و باد را مأمور به وزیدن ! چه هوایی ... مطبوع تر از بهار ... دل انگیزتر از پاییز ... گهگاه چند گنجشک پر میکشیدند و دلبری می کردند ... هوا هوای بهشت بود ! 


مامان میگفت : مثل ِ اینکه امام زمان (عج) ظهور کند ...

عمه لب به سخن گشود که : مردم ِ نیشابور هم در همین حال و هوا بوده اند وقتی امام رضا (ع) از شهرشان عبور میکرده ! به پیشوازش آمده اند نه ؟!


حال ِ دل ِ من هم شبیه کسی بود که در انتظار است ... احساس میکردم خود ِ خود ِ امام دارند به این کوی و برزن پا میگذارند ! نیم ساعتی گذشت ... خُدام امام رضا علیه السلام قدم روی دیده مان نهادند . یک سمند و ماشین ِ وَنی که حامل ِ پرچم ِ سبز ِ امام رضا علیه السلام بود . سر ِ همین چهار راه توقف کردند ... پسرکی شعرهای خوشامدگویی را زمزمه کرد ! پرچم به دست ِ خادمان و مردم پشت به پشتشان تا مسجد پیاده رفتیم . گل ریزان بود و گلاب پاشان ... ورودی مسجد تزیین شده بود و مخزن ِ بزرگی که از شربت ِ زعفران پر بود . کم پیش می آمد مسجد ِ محل را اینقدر شلوغ ببینم ! مگر عید ِ فطر یا شب های قدر ... همه با هم به نماز ِ جماعت ایستاده بودیم و سرشار از لذت و غرور و افتخار ... مهمان برکت می آرد ... انگار تمام ِ محل یک وعده نماز ِ جماعت ، مهمان ِ امام رضا علیه السلام شده بودند . 


بعد از نماز برنامه شروع شد ، به مجری گری  ِ آقای واحدی نیک بخت و مداحی ِ مداح ِ حرم ِ امام رضا علیه اسلام . چندی بعد خادمان پرچم را بین صفوف به حرکت در آوردند . تک به تک ، همه بوییدند و بوسیدند و در آغوش کشیدند عشق را ... راستی آقا ؟ چقدر شیفته دارید :) برخی همهمه میکردند ، بعضی اشک از گونه پاک میکردند ، بعضی لیست ِ آرزوها و حاجاتشان را در ذهن مرور میکردند ... هر کس با عشقی و امیدی آمده بود ... و میان ِ این همه - من هم - بودم ... ذره ای ناچیز ... با آرزوهای بزرگ ... 


[حمداً لله ]


+ هوای متعفن و گرم ِ شهر ، خنک شد ! ابر و باد و  نم ِ باران زد ! به برکت ِ همین پرچم ِ سبز ... :)

نظرات  (۸)

خوش به حالت شهربانو التماس دعا تبادل دعا
هیچوقت پرچم امام رضا رو از کوچه ی ما رد نکردن تا حالا :(
پاسخ:
از کوچه ی ما هم اولین بار بود ...
اصولا بیشتر مساجد جامع یا مکان های عمومی تر مثل گلزار شهدای گمنام میبرن ... اما برای ما امسال اوردن مسجد محله ی خودمون و فکر میکنم به خاطر اینکه اولین شهید مدافع حرم شهرمون رو دادیم ... امام رضا منت گذاشتن و به لطف این شهید پرچمشون مهمون ما شد :)

راستی همش به یادت بودم 😉 به یاد تو و بچه های پله پله ... 
:) دلت همیشه اینقد حالش خوب باشه الهی ...
پاسخ:
الهی الهی الهی که دل همه مون همینقدر آبی و آروم بشه و باشه و بمونه :***
اییی جاااانممممم تو گمجشکههه ای😍😍😍😍😍
عزیییزززمممممم خوبی؟
ای جان عروسیتم که نزدیکه
من یه دور که دیلیت اکانت کردم چنلتو گم کردم:((( اینستاام ندارم
چقد خوشالم برام کامنت گذاشی و دوباره دارمت😍😍

پاسخ:
اوهوممممم خودشم ! 
راستش منم نه تلگرام دارم نه اینستا فعالیت چندانی ... پیج شخصیمم از اینستا پاک کردم !
من خیلی وقته میخونمت عزیزم :)))))
منم خوشحالم که هستی و هستیم :*****
عالی 
به وبلاگ منم سر بزنید

pclovers.blog.ir
  • فاطمه الف
  • کاش میشد این پست و این حال و هوا رو بغل کرد...
    پاسخ:
    اوهوم اوهوم ^________________^
  • فاطمه الف
  • خدا خوب تر از همه میدونه ما چقدر بغل لازمیم...
    پاسخ:
    اوهوم .... خوبه که همیشه هر جا هست ... خوبه که داریمش ... الحمدلله
  • فاطمه الف
  • الحمدلله ^____^
    پاسخ:
    :*
    کامنتای بالا چرا بسته بود :(
    پاسخ:
    بیشتر کامنتام بسته س -____- 
    یه دو سه تا رو برا ضرورت باز گذاشتم :*

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">