پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

159- خونه

چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۱۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


شنبه صبح ساعتای هفت و نیم راه افتادیم ، رفتیم خونه خواهرشوهر کوچیکه و بر و بچ رو گرفتیم و راه افتادیم سمت تهران . تو مسیر چند جا وایستادیم برای صبحانه و ... از مسیر سوادکوه رفتیم یه جا انقده قشنگ بود که زدیم بغل و عکس گرفتیم و چایی خوردیم . فیروزکوه امامزاده اسماعیل نماز ظهر رو خوندیم و ناهار خوردیم ، یه دو ساعتی بودیم و بعد راه افتادیم . از فیروژکوه به بعد افتاب افتاده بود جلو و سه چهار ساعت افتاب خورد تو مغز سرم ، سردرد خیلی وحشتناکی گرفته بودم حالم به شدت بد شده بود چشمام داشت میترکید از درد . ساعتای پنج و نیم شیش رسیدیم تهران . به محض رسیدن فقط یه کدیین گرفتم و رفتم تو اتاق تاریک چشامو بستم . اقای همسر اومد پیشم یکم منو بخندونه شاید حالم خوب شه ، ولی بدتر ازین حرفا بود حالم گفتم فقط برو بذار بخوابم.


دو‌ساعتی خوابیدم بیدار که شدم حالم بهتر شد. صب یه کارایی پیش اومد نشد بریم دنبال خونه .  شام دعوت بودیم خونه دخترخاله جان . من زودتر رفتم بهش کمک کنم .  تا دیروقت اونجا بودیم کلی خوش گذشت . شوهر دخترخاله و آقای همسر برای فرداشب قرار استخر گذاشتن. 


صبح رفتیم دنبال خونه ... قیمتا فضایی بود . با اینکه اطراف تهران بود ولی بعضی قیمتا واقعا اندازه ی خونه ی دخترخاله که تو خود تهرانه بود . خلاصه که ظهر دست خالی برگشتیم خونه. ساعتای سه و نیم چهار اماده شدیم رفتیم تهران . مهران رو رسوندیم خونه ی عمو که با داداش اینا برن اصفهان گردی . خواهرشوهر (ف) رو رسوندیم خونه دوست قدیمی و صمیمیش و خودمونم رفتیم خونه دخترخاله . ساعتای هفت بود که آقاجان ها رفتن استخر . من و مبینا (دخترخاله) هم یکم ظرف شستیم و شام درست کردیم . ساعتای ده از استخر برگشتن شام خوردیم و دیگه برنگشتیم خونه خواهرشوهر . همونجا خوابیدیم . 


دوشنبه صبح از خونه مبینا اومدیم شهر مربوطه :))) ( اطراف تهران ) . بازم دنبال خونه گشتیم سه تا خونه با قیمت مناسب تر بود که دو تاش رو خواهرشوهرجان (میم) گفت کنسله و مکانش خوب نیست . یکی موند . بعدازظهر اون یکی خواهرشوهر (ز) رو گرفتیم و دوباره رفتیم تهران . خونه ی دوست ابجی ف . بعدم با هم رفتیم بازار عبدل آباد که مثلا میگن جای ارزونیه تو تهران ... قیمتا اصلا خوب نبود . لباسی که برای تارا ۱۵ تومن خریده بودیم اینجا ۲۵ بود . کیفی که تو شمال ۱۵ تومن بود اینجا ۲۰، لباسی که من ۳۹ خریده بودم اینجا ۷۹ بود :/ کالجای ۱۵ تومنی رو میدادن ۳۰ ... کلا گفتم بریم از شهر خودمون خرید کنیم بهتره . با این حال ابجی ز یه شلف خرید . من یه دست زیرلیوانی چوبی سوییت هوم . و ابجی ف برای تارا و طهورا لباس خرید همینا . ساعتای ده رفتیم خونه دوست ابجی ف شام درست کرده بود . دوستش ترک بود فارسی رو با لهجه ی ترکی حرف میزد خیلی خوشم میومد . سه تا بچه داشت . دختر کوچیکش زهرا، موهای فر خرمایی داشت البته فر درشت . با چشای رنگی نه سبز نه ابی ولی پررنگ . خیلی خوشرنگ بود . خودشم سفید تپل و اروم و مودب دوس داشتم بخورمش -_- کاش میشد . یه کاسه سالاد خورد انقدر از مامانش تشکر کرد که دوس داشتم جای مامانه باشم . مامانی خیلی خیلی خوشمزه بود خیلی دوس داشتم خیلی خوشگل بود 😂 ینی خدایی این بچه رو نباید خورد ؟؟؟ شب برگشتیم خونه و الانم ظهر شده و اقای همسر نرفت که بریم دنبال خونه . هر روز اینجا خونه ی ابجی میم ، با ابجی ز و داداش ج و فرزین میشینن فیلم چیزتخیلی نگا میکنن منم دارم علاقمند میشم :/


یکم ناراحتم که امروز نرفتیم دنبال خونه ولی چیزی به اقای همسر نگفتم ، بذار هر کار خودش میخواد بکنه ... حوصله ندارم -_-


حمداً لله./

حمداً لله./

حمداً لله./

  • ۹۷/۰۵/۲۴
  • شینـا : )

نظرات  (۳)

خب الآن خوبی؟
پاسخ:
الحمدلله :) بهترم :*
این سردردا -____-

خوب باشی ان شاءالله
پاسخ:
لعنتی ترین سردرداست :/
فداتم که ... ایشالا هممون خوب باشیم همیشه 
خدا رو شکر که بهتری :)
عههه پست تکمیل شد
عزیزممم چه بچه ی دلبری 😍 ازش عکس نگرفتی؟
ان شاء الله بهترین خونه قسمتتون بشه...
پاسخ:
الحمدلله *___*
اره وسطش که کار پیش میاد تایید میکنم میرم دوباره وقت بشه میام ادامه میدم :))))
نه نشد ازش عکس بگیرم :/
ان شاالله 😍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">