پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_j_sh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )
کانال تلگرام :
Gom_j_sh

175- کربلا از همه دنیا حرم یار یه چیز دیگه ست :))

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۹ ق.ظ

بسم رب الحسین ♥️


قرار بود بابا امسال برای اولین بار بره پیاده روی اربعین... از خیلی وقت پیش حواسش بود، اون یکی دو ماه اخر پیاده روی هم میرفت که عادت کنه...

فک میکردم خیلی سخت باشه... هشتاد، نود کیلومتر رو پیاده بری! برای من که یه خانومم و حساس... چند وقت پیش به بابا گفتم منم ببر، همینجوری به شوخی... گفت نه! میدونست براش دست و پاگیر میشم، آخه خانوم دیگه ای باهامون نبود... تا اینکه وقتش رسید و بابا رفت برای خودش و داداش ویزا گرفت.


روز شهادت امام سجاد (ع) تو راه بودیم داشتیم از خونه بابا میرفتیم خونه خودمون. به دلم افتاد از صاحب اسمم و پسرشون حاجت بگیرم! یه محال خنده داری بود...


راستش به حضرت زهرا (س) خیلی ارادت دارم... دو سال میشه تقریبا که مادر صداشون میزنم... گفتم اولین کربلامو حضرت مادر داد... اولین پیاده روی اربعینمو بیمار کربلا، امام سجاد (ع) روز شهادتشون میده؟ مادرشون رو واسطه کنم چی؟ به نیت ششمین معصوم شش تا زیارت عاشورای کامل و یک دور خوندن صحیفه ی سجادیه نذر کردم و شروع کردم به ساختن 14 تا عروسک  نذر حضرت رقیه (س) فقط برای لبخندای ریز و درشت دختر بچه های کوچیک تو مسیر... و گفتم اگه برم به یاد خودِ کوچولوش میرم. 



تقریبا شیش روز بعد، داداش خونمون بود گفت کربلات چی شد میای؟ گفتم نمیدونم اخه بابا نمیبردم. گفت برنامه عوض شده و با یه گروه میریم که همراهشون سه چار تا خانم هست. همسر عزیز هم اجازه داد. [ فدای مهربونیاش و از خودگذشتگیش بشم ]. به بابا هم زنگ زدم قرار شد برام ویزا بگیره... اینجوری بود که راهی شدیم.



تا مرز با ماشین خودمون رفتیم، اونجا ماشینا رو گذاشتیم پارکینگ، از مرز رد شدنمون حدود یک ساعت و نیم طول کشید. همیشه همه اونایی که رفتن میگفتن مرز خیلی شلوغه و فلانه و زن و مرد قاطی ان و... ولی صف خانما و آقایون جدا بود... درسته بعضیا یکم بیشتر منتظر می مونن ولی خب می ارزه و اونقدرام سخت نیست :)


[ حمدالله ... حمدالله ... حمدالله ]

  • ۹۷/۰۸/۰۱
  • شینـا : )

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">