پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

۹ مطلب با موضوع «شعرهایم» ثبت شده است

111- بهشت من :)

دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۵۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


دل ِ من آنقدر ناشکفته دارد غنچه

که به عشق ِ تو رُخم میشکفد روزی چند :))

۱۰ اردیبهشت ۹۷ - پارک شهر

  • شینـا : )

110- راز گل سرخ :)

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ


بسم الله الرحمن الرحیم ./



از دل خاک ، گُل روییده ... 

از دل ِ تو چه ؟

۹ اردیبهشت ۹۷ ./ محوطه جایگاه CNG :)))

  • شینـا : )

74- سانچی

دوشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۱۰ ق.ظ

آدمی بر دوش خود بار امانت برد

جان را به دستانش گرفته بی ضمانت برد


افتاد اما ، اتفاق ِ چینی و بشکست

راه گریز ِ آدمی از عاشقی را بست


بُغضی ، دل ِ تنگی ، نگاهی منفجر شد

آدم ازین دلواپسی ها منزجر شد


ناز نگاهی خیس بر جان ها چه غوغا کرد

آتش میان آب و خود جنگی به پا کرد


جنگ ِ میان ِ آدمی و آب و آتش بود

دریادلی در دورها قلبش مُشوّش بود


هشت روز شعله ای بر شعله می تازید

موج بر قد بلند ِ خویش می نازید


 دریا لباس ِ رزم خود را کرده بر تن 

آتش ، گرفته بر دو دستش گُرز اهریمن


آدم سلاحش ، اشکهای عاشقی بود

آدم نگاهش پر ز عطر رازقی بود


او غرق در شرمِ امانت ، جان به دریا داد

بال و پرش را سوخت ُ او دل به رویا داد


» شهربانو جهانتیغ «


  • شینـا : )

65- تولد داشتیم چه تولدی :)

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۴۱ ب.ظ

امروز ۱۳ دی تولد جوجه بود . با بچه ها نفری پنج تومن گذاشتیم یه کوله پشتی خریدیم و با پیک فرستادیم خونشون ^.^ ذوق مرگ شد :) و این الحمدلله داره ... مرسی خدا که انقد خوبی ... البته من یه کادوی جداگونه شامل دو جلد کتاب هم فرستادم که هنوز نرسیده -_- این شعرم امشب وقتی از ذوق داشت میترکید براش گفتم :

مرا ذوق تو چنان به ذوق آورد

که طبع شاعری ام را به شوق آورد


رسید پیکِ رفاقت به آستانه ی عشق

و کوله ی مهری از آسمانِ فوق آورد 




  • شینـا : )

59- برا عشقی که تو قلبمونه :)

پنجشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


با رشته های حرف های عاشقانه 

من شعر می بافم برایت بی بهانه


مصرع به مصرع زیر و رو کردم دلم را

تا یک ردیف از سر بگیرم ماهرانه


در واژه هایم بی هوا - هـااا - میکنم هی

تا گرم گردد دست هایت زین دلانه


فصل زمستان آمده با نو عروسش

رخت سپیدی بر تنش ... چه شاعرانه


می آیی و میپیچد اینجا عطر یک مرد

باریده ابری برفهای شادی اش را نوبرانه


پیراهنت! این رختهای بر تنت را دوس دارم

از بوسه ام پر گل شده هر چارخانه


وصل تو شیرین است چنان در فصل سرما

کز سبزی ِ چشم تو می آید بهاری در زمانه


فصل زمستان ، شعر و هجرت را رها کن

میخواستم تنها بگویم با توام من عاشقانه



به مناسب اولین زمستان با هم بودنمان / 

شهربانو - زمستان ۱۳۹۶

  • شینـا : )

51- بارانی ام (!)

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۳۲ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم 


همه جا بارون میباره میبینی ؟

دلامون باز بی قراره میبینی ؟


نشد امسالم بیایم به کربلات

اربعین چه حالی داره میبینی ؟


میزنن به شیشه ابرا بارونو

قطره ها خیس میکنن خیابونو


قطره ها از چشم زائراتونه

همونا که باز جاموندن تو خونه


کاش میشد با پای دل راهی بشیم

واسه تو کفترای چاهی بشیم


قطره ها میدن صدای یا حسین 

تو هوای عشق بین الحرمین


یکی آرزوش بوده حرم بیاد

هدیه ی فاطمه -س- مادرم بیاد


میپیچه یه عطر آشنا تو خاک

وقتی میزنه بارون به خاک ِ پاک


قدم اول خلقت بشر از خاک و آب 

مثل اولین قدم از حرم ِ ابوتراب


کاش میزد پای دلامونم تاول 

توی جاده از همون روز اول 


کارمون دیگه گذشته از خیال

آرزوهامون شده عشق محال


چشامون نداره نای باریدن

مونده رو دل حسرت ِ حرم دیدن



» شهربانو جهان تیغ «

  • شینـا : )

48- غم دارم و انگار نه انگار کسی ...

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۲۱ ق.ظ


غمگینم و این غم کمرم میشکند

از سردی ِ آسمان ِ آبان قمرم میشکند


هر جا که عذابی ست من آن متهمم

این کاسه و آن کوزه که بر سرم میشکند




  • شینـا : )

47- عطر تو پیچید در جان ِ کلامم

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۰ ق.ظ

وقتی که دوری ...

وقتی نمی توانم دست هایت را بگیرم 

گل واژه هایم را برایت می نویسم ...


نامه هایم را ببو (!)

عطر ِ دوست داشتن میدهد :)


[ عطر تو پیچید در جان ِ کلامم ]


  • شینـا : )

35- پاییز میرسد که مرا مبتلا کند :)

شنبه, ۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۰۱ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./



نگاهم میکنی... من هم 🍁 دو تا دنیا تو چشمامون

میای نزدیک من... اینجا🍁 میخوای یکی شه دنیامون


سَرم بالا... سرت بالا... 🍁 نگاه کردیم درختا رو...

نسیم ِ مهرگان اومد 🍁 میبینی رقص ِ برگا رو ؟


سرم پایین سرت پایین 🍁 زیر پاها فدا میشن

تموم برگای زردی 🍁 که از شاخه جدا میشن


تو فروردین ِ دستامی 🍁 منم تنها درخت ِ تو

لباس عشق پوشیدیم 🍁چه سبزینه ست رخت ِ تو


اگه عاشق نشی هر روز 🍁تو پاییزت نه پاییزه

حتی فصل بهارت هم‌🍁برگ ریزه ... غم انگیزه ...


من تو ما شدیم احسان🍁دیگه خوب و خوش و شادیم

میریم توی دل پاییز🍁 با اینکه از غم آزادیم



🍂🍁 که شِعربانوی تو باشم :)) تقدیم به همسر عزیزم 

۱ مهر ۱۳۹۶

شروع پاییزمون مبارک 🍁🍂

  • شینـا : )