پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

پس از تو : )

زندگی ما در دستان مهربان خدا :*

بسم الله الرحمن الرحیم
ماشاالله لا حول ولا قوة الا باالله :)
زندگی ام را مینویسم ، امید است مسیرمان با نگاه حضرت ِ مادر سلام الله علیها ، به سوی نور باشد . آمین .
نظرخواهی غیر فعال است . امانتدار باشید ^__^

صفحه ی کسب و کار کوچکم در اینستاگرام :
gom_jesh ( پیج عروسکسازی و کارهای دستی )

۱۴ مطلب با موضوع «عاشقانه های کوتاه ما» ثبت شده است

140- پرسه در خیال تو

جمعه, ۲۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۲۸ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


روزهای قبل از عروسی به خودی خود روزهای سختی هستند ... پر از نگرانی و اضطراب ، پر از دلتنگی ... حالا فکر کن این روزها تو هم کنارم نیستی محض دلگرمی ... نمی توانی که باشی ... و من نمی توانم بگذارم گریه ام نگیرد ... امروز از آن روزهایی بود که نه جوابی برای اس ام اس هایم آمد ، نه پی امی سین خورد ، نه استوری ای دیده شد ، نه ... سهم ِ امروز من از تو ، تنها یک مکالمه ی تلفنی کوتاه با صدای خسته ی تو ، و کلمات ِ کسل و شکسته ی من بود... آن هم ساعت ها پیش ... دلتنگ ِ دلتنگ ِ دلتنگم ... پر بغض َ پر بغض ِ پر بغضم ... این نیز می گذرد ... گر چه سخت :)



الحمدلله برای تنهایی را با یاد تو سر کردن ... 

+ خدایا شکرت برای همه چیز ... خدایا دوستت دارم ...

  • شینـا : )

139- ای پادشه ِ خوبان :)

پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۳۸ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


امشب از آن شب هایی بود که دلم گرفته بود ! دلتنگم ! داداش کارت های عروسی اش را از چاپخانه آورد . خیلی خوشحال کننده بود دیدن آن همه کارت دوست داشتنی ! امشب همراه خانواده رفتیم منزل ِ داداش بزرگه ! خودش که نیست ... چقدر دلم برای محمدیاسین تنگ شده بود . باهاش بازی میکردم با هر خنده اش احساس خوبی داشتم ! ولی اگر همه ی اتفاقات خوب ِ دنیا هم یک جا جمع شود ، باز دلتنگی ِ تو یک چیز ِ دیگر است .


عکس هایت را نگاه میکردم ! گمان میکنم چند قطره اشک هم از گوشه ی چشمهام جاری شد . فکر میکردم به تو ! به دنیای من با تو ... و دنیای من پیش از تو ... نمیدانم چقدر میدانی ! اما دوست داشتم برایت بگویم که دنیای من پیش از تو خلاصه میشد در دخترکی که در شهری غریب بدون ِ هیچ دلبستگی به دنیا و وابستگی به خانواده ، تنهایی زندگی میکرد . آنقدر که حتی یک بار گفته بودم مردن برایم آسان است وقتی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارم ... حالا بیشتر از یک سال است که زندگی ام از کرختی در آمده و معنا گرفته ام . آنچنان که همه چیز ِ خوب را با تو میخواهم . فرقی نمیکند چه باشد ! تنها دوست دارم که همراه ِ تک تک ِ لذت های عمرم باشی . برای شام سالاد مرغ درست کرده بودم ... دوست داشتم باشی ! به مامان میگفتم برایش فریز میکنم ... میخندید ! حتی شیشه ی زیتون را هم پشت ِ همه ی شیشه های توی یخچال قایم کرده ام برای روزی که تو بیایی ... خنده ام میگیرد از این کارهایم ! چقدر خودخواهانه همه چیز را برای تو میخواهم ... گریه ام گرفت باز ... باز دلتنگی ... و کسی چه میداند ؟!


راستی امشب که بی خوابی زده به سر مبارکم ، برای متن ِ کارت ِ عروسی کمی سرچ کردم ! هیچ کدام به دلم ننشست ! از سر دلتنگی فال ِ حافظ گرفتم ، گفتم اگر خوب باشد از ابیاتش به جای متن ِ کارت استفاده کنیم ... این آمد :

ای پادشه خوبان ، داد از غم ِ تنهایی  

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

.

.

.

بیت ِ آخر یک جور ِ عجیبی برای متن ِ کارت به دلم نشسته است :

حافظ شب ِ هجران شد بوی ِ خوش ِ وصل آمد

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی :)

داشتم فکر میکردم چقدر خوب می شود اگر تو هم دوستش داشته باشی ... خدایا برای تمام ِ نعمت هایت شکر ... برای سلامتی عشق امید خانواده ، رزق و روزی حلال ، دوستان خوب ! برای همین دلتنگی ها هم شکر :)


[الحمدلله علی کل نعمه ]

  • شینـا : )

136- باران تویی

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۴۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


پشت ِ چشمانم غوغایی ست ...

شبیه ِ آسمانی که 

گاه ِ باریدنش رسیده !



+ هشت روزه دوریم ! هشت روز دیگه مونده ! برای کسی که منتظر ِ و روزا رو میشمره ، حتی احتمال ِ اینکه بخوای دیرتر بیای هم سخت ِ ... خیلی سخت ... خدایا دلمو آروم کن ...

  • شینـا : )

130- اولین سالگرد عقدمون :)

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


من آنچه را احساس باید کرد

یا از نگاه دوست باید خواند

هرگز نمی پرسم

هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟

قلب ِ من و چشم ِ تو می گوید به من : - آری - 


[ فریدون مشیری ]



[ عروسک های دست ساز خودم به مناسبت اولین سالگرد عقد و همینطور عروسیمون ]


بهله اینجوری بود که اینبار برای خودمون دو تا عروسک ساختم ^__^

  • شینـا : )

129- من + تو = مـا

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۶ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • شینـا : )

126- اولین هدیه سالگرد :)

جمعه, ۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۸ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم ./


بعد از تعطیلات عید فطر دوباره دور شدیم . نمیدانم اسمش را بگذارم عادت یا نه ؟! اما دلم کمی بیشتر از گذشته راه می آید با دوری ! شاید پذیرفته ام ! نکه دلتنگ نشوم ، نه ... اما کمتر بی تابی میکنم ! مبادا در دوردستم دلت از بی قراری هایم بگیرد ! حدودا ده روز بعد سه شنبه شب برگشتی ! چقدر همیشه لحظه دوباره دیدنت شیرین است ! و دوست داشتنی ... همان لحظه ی اول که چشمم به چشمانت گره میخورد ! از سه شنبه تا جمعه را با هم بودیم ! قرار و مدارها برای عروسی داداش کوچیکه بسته شده بود ! چهار مرداد :) تکلیف ما ولی هنوز مشخص نبود ! و این سخت بود ... سخت و آزار دهنده ... اصلا هر بلاتکلیفی ای دشوار است . 

دو سه روز همه جا را گشته بودیم ، همه ی شهرهای اطراف و پاساژهای کوچک و بزرگ ! حتی بوتیک های تک ! انگار قحطی لباس مجلسی آمده باشد ! لباس ها اصلا چیزی نبودند که میخواستم ، آن هم با آن قیمت ها فضایی ! به هر حال یک بار دیگر برگشتیم نزدیک ترین شهر اطراف ! برج سرمایه و بوتیکی که اصلا به قیافه اش نمیخورد ! ژورنال لباس ها را ورق زدیم ! جالب بود که همه ی مدل ها را موجود داشت ! چند تا را انتخاب کردم و پوشیدم ! و از بین همه ی آن ها بالاخره یکی را برداشتم . اصلا انگار باری از دوشم برداشته باشند ... لباسم آبی کاربنی کوتاه است ! که پشتش بیشتر از جلوی لباس کار شده ! سنگ دوزی است و یک پایپیون خوشگل بزرگ پشت لباس میخورد ! آنقدر دوستش دارم :))

بعد از خرید لباس رفتیم ناهارمان را هم همان بیرون بخوریم ! به امید ِ پیتزا رفتیم ولی گفتند آماده کردنش طول میکشد ! به ساندویج راضی شدیم ! صبح جمعه وقتی فکر کردم که آقای همسر شب قرار است برود و دوباره دوری ، هدیه ی کوچکی را که به مناسبت اولین سالگرد عقدمان درست کرده بودم برایش آوردم ! خیلی خوشحال شد . یکی دو ساعت بعد ، صبحانه را که خوردیم با هم رفتیم بندرترکمن ! 


 

[ هدیه ی کوچیک دست سازم به مناسبت اولین سالگرد عقدمون - 8 تیر 97 / البته عقدمون 16 تیر هست ! ]


الحمدلله رب العالمین ./
  • شینـا : )

124- چیزهای کوچک

يكشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۹ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


تو دنیای هر کسی

چیزهای کوچیکی وجود داره که میتونه از ته ته ته دل حالشونو خوب کنه !

چیزهای کوچیک ِ حال خوب کن ِ من ، 

خلاصه میشه در - تو -

مث لبخندت

مث لبخندت

مث لبخندت

مث سلامتیت

مث آرامشت

مث دل خوشت

مث هر چی و هر کی که تو باهاش خوبی و باعث میشه خنده بیاد رو لبات ...

مث لبخندت 

مث لبخندت ... کو ببینم ؟

بهـ ـخنـد ببینم ؟! :))))))))))))


[از سری عکسای تهران اردیبهشت 97 / نوشته شده در 6 خرداد ]


خدایا شکرت :)

  • شینـا : )

123- می خواهمت جانم !

جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


عشق بهانه است

کلمه است

تنها

خواستن ِ توست ...

خواستن توست که چنین

عاشقانه است (!)



[از سری عکسهای تهران اردیبهشت 97 - نوشته شده در 4 خرداد ]


الحمدلله ./

  • شینـا : )

117- تا شقایق هست ...

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


آری ... تا شقایق هست زندگی باید کرد 

در دل من چیزی ست مثل یک بیشه نور

مثل خواب ِ دم ِ صبح

و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد 

بدوم تا ته دشت 

بروم تا سر کوه 

دورها آوایی ست که مرا می خواند ...


 


[ 26 اردیبهشت 97 / وقتی از ماموریت بروجرد عکس میفرستی ]


وقتی برام عکس میگیره میفرسته :) ینی الان اون شقایق خوشگله منم ؟ مرسی که هستی :) مرسی که نیستم :| مرسی که وقتی نیستم به یادم هستی :))))


+ خدایا شکرت ...

  • شینـا : )

111- بهشت من :)

دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۵۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم ./


دل ِ من آنقدر ناشکفته دارد غنچه

که به عشق ِ تو رُخم میشکفد روزی چند :))

۱۰ اردیبهشت ۹۷ - پارک شهر

  • شینـا : )